پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴۲

کو قاصدی که نامه به باد صبا برد

تا گردم از قلمرو بال هما برد

هرکس به روی ما در چاک قفس گشود

پیش درش تبسم گل التجا برد

یکچند هم به رغم فلک بیوفا شدم

شاید به این وسیله کسی نام ما برد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۴آنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می‌برد
  2. شمارهٔ ۲۴۵بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
  3. شمارهٔ ۲۴۶بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
  4. شمارهٔ ۲۴۷دل کسی که به این ترکتاز می گذرد
  5. شمارهٔ ۲۴۸ز تیغ او گل زخمی شکار خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۲۴۹چشمت از هر گردشی بزم دگر آماده کرد
  7. شمارهٔ ۲۵۰دلم در آتش رشک چراغ می سوزد
  8. شمارهٔ ۲۵۱آتش عشق نه تنها دل و دین می سوزد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.