پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۱

آتش عشق نه تنها دل و دین می سوزد

گر فتد سایه عشق به زمین می سوزد

فکر شبگیر سر کوی تو دارد در سر

پیک آهم نفسم از بهر همین می سوزد

سینه صافی است مرا صیقل آیینه اسیر

گر نماید دلم اندیشه کین می سوزد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۵۳گریختم که به گرد ره تو کس نرسد
  2. شمارهٔ ۲۵۴دل ز تاراج نگاه شعله بازش می‌رسد
  3. شمارهٔ ۲۵۵هستیم از بس غبار خاطر احباب شد
  4. شمارهٔ ۲۵۶از کدوی باده کی باشد که گلها بشکفد
  5. شمارهٔ ۲۵۷دل افسرده هر خام جوش ما نمی‌داند
  6. شمارهٔ ۲۵۸ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند
  7. شمارهٔ ۲۵۹غمت به راحت وصلت به جنگ می ماند
  8. شمارهٔ ۲۶۰یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته اند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.