پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۵۸

ز خمار عضو عضوم به شکسته خار ماند

نفس از خرابی دل به کف غبار ماند

سر زندگی ندارد چه شکفتگی فزاید

ز خمار خنده ما به گل مزار ماند

نه همین پیاله ما شب جمعه بینوا شد

نه به دیده خواب گنجد نه به دل قرار ماند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۶۰یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته اند
  2. شمارهٔ ۲۶۱هر که را چیزی به قدر ظرف همت داده اند
  3. شمارهٔ ۲۶۲درها به روی ناز و تماشا گشاده اند
  4. شمارهٔ ۲۶۳در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می‌خواند
  5. شمارهٔ ۲۶۴عشق اول بر دل غم‌پرور آتش می‌زند
  6. شمارهٔ ۲۶۵نو بهار آمد دلم فال شکفتن می زند
  7. شمارهٔ ۲۶۶چند غفلت صید ایمانم کند
  8. شمارهٔ ۲۶۷به زنده کرده سوز نهان قبا چه کند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.