پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۸

گر دل رمیده شد سفر چاک بیشتر

گر سر بریده شد خم فتراک بیشتر

شرمندگی ز کینه احباب می کشم

یک پرده مهربانی افلاک بیشتر

حیرانیم به کعبه نظاره می برد

آیینه تو شد نظر پاک بیشتر

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۰سخن عمدا نمی گوید که از راز نهان مگذر
  2. شمارهٔ ۲۹۱مگریز ای گل رعنا مگریز
  3. شمارهٔ ۲۹۲خیال لعل لبش عیش تنگدستان بس
  4. شمارهٔ ۲۹۳ز شرم آینه رویی در آتشم که مپرس
  5. شمارهٔ ۲۹۴سرم به حلقه فتراک بین گناه مپرس
  6. شمارهٔ ۲۹۵آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش
  7. شمارهٔ ۲۹۶ای از لب تو غنچه و شبنم نمک فروش
  8. شمارهٔ ۲۹۷در حقیقت قرب و بعد مردم دنیا غلط
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.