پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۹۵

آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش

طره هر موج دریا گو خم فتراک باش

کعبه مقصود خواهی خاکساری پیشه کن

همچو نقش پا در این ره دلنشین خاک باش

بی جراحت سینه آیینه از بی جوهری است

بهر زخم تیغ چون گوهر گریبان چاک باش

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۷در حقیقت قرب و بعد مردم دنیا غلط
  2. شمارهٔ ۲۹۸عالم از رنگینی پرواز ما داغ است داغ
  3. شمارهٔ ۲۹۹چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام
  4. شمارهٔ ۳۰۰کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۰۱در بزم تواضع طلبی سخت غریبم
  6. شمارهٔ ۳۰۲رفته ام از خود ندانم بیقرار کیستم
  7. شمارهٔ ۳۰۳می ننوشم تشنه خون تحمل نیستم
  8. شمارهٔ ۳۰۴یاد او کردم دل اندوهگینی یافتم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.