پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۷۴

اشکم به گلشن دل صد پاره می رود

حسرت به باغبانی نظاره می رود

برق نگاه گرم تو آیینه را گداخت

آتش به چشم روشنی خاره می رود

در گلشنی که دود بجوشد ز رنگ گل

خون فسرده از رگ فواره می رود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۷۶لب بگشا به گفتگو تا دل ما روا شود
  2. شمارهٔ ۲۷۷عشق یک پرده از آن عاشق پر نور شود
  3. شمارهٔ ۲۷۸آن را که از برای تو خاطر غمین شود
  4. شمارهٔ ۲۷۹سرو از چمنت پای به زنجیر برآید
  5. شمارهٔ ۲۸۰هر خار که از چمن برآید
  6. شمارهٔ ۲۸۱چه شرم است اینکه سویم ننگرد چون مست ناز آید
  7. شمارهٔ ۲۸۲مرا از صحبت زاهد غم دیرینه باز آید
  8. شمارهٔ ۲۸۳شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.