پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۷۱

خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کند

در عالم یاد رخی آیینه تاری می کند

چشمی که طعن مستیم بر هوشیاری می زند

پنهان چرا در خاطرم پیمانه کاری می کند

یاد فراغت می دهد خاکم به تاراج غبار

آسودگی حشر مرا با بیقراری می کند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۷۳خدنگت مرا یار دیرینه بود
  2. شمارهٔ ۲۷۴اشکم به گلشن دل صد پاره می رود
  3. شمارهٔ ۲۷۵آشنایی نه چراغی است که خاموش شود
  4. شمارهٔ ۲۷۶لب بگشا به گفتگو تا دل ما روا شود
  5. شمارهٔ ۲۷۷عشق یک پرده از آن عاشق پر نور شود
  6. شمارهٔ ۲۷۸آن را که از برای تو خاطر غمین شود
  7. شمارهٔ ۲۷۹سرو از چمنت پای به زنجیر برآید
  8. شمارهٔ ۲۸۰هر خار که از چمن برآید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.