پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

۳۳۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ سینه ای داده ام به تیغ جفا
  2. شمارهٔ ۲ دیده پاک حباب می حال است اینجا
  3. شمارهٔ ۳ به رنگ لاله می جوشد پری جای شکار اینجا
  4. شمارهٔ ۴ ز سیر قدر بهار و خزان شود پیدا
  5. شمارهٔ ۵ نظاره خطش از هوش می برد ما را
  6. شمارهٔ ۶ جنون دانسته گستاخ تماشا می‌کند ما را
  7. شمارهٔ ۷ دهقان که ز ما بیش خرد حاصل ما را
  8. شمارهٔ ۸ جنون که کرد به دیوانگی مثل ما را
  9. شمارهٔ ۹ الهی آشنا کن ساقی بیگانه ما را
  10. شمارهٔ ۱۰ من که گشتم خاک ره پروای افلاکم چرا
  11. شمارهٔ ۱۱ اگر دانم که عشقت گرمتر خواهد تب خود را
  12. شمارهٔ ۱۲ ز بی سرمایگی دادم سرانجامی سر خود را
  13. شمارهٔ ۱۳ بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را
  14. شمارهٔ ۱۴ رخصت طوفان دهم گر اشک عالمگیر را
  15. شمارهٔ ۱۵ پیش می میرم به راهت نقش پای خویش را
  16. شمارهٔ ۱۶ غم عشقت زده ره خواب مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ دلیل بادیه دیوانگی بس است مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ حیرت آبادی که او پهلو نشین باشد مرا
  19. شمارهٔ ۱۹ به آفتاب برابر مساز یار مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ نیست در سر هوس جوش خریدار مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ نسیم بی نیازی کرد تا روشن چراغم را
  22. شمارهٔ ۲۲ صبح بیدار ندارد نظر پاک مرا
  23. شمارهٔ ۲۳ کرده ای لبریز می جام مرا
  24. شمارهٔ ۲۴ گشته سودای غمش هم درد و هم درمان مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ ز پرده های خموشی شنو فغان مرا
  26. شمارهٔ ۲۶ کرده ام مرغی سبکروحی امید و بیم را
  27. شمارهٔ ۲۷ باشد خطر ز وصل جدایی کشیده را
  28. شمارهٔ ۲۸ کرده ام از غیر خیال دوست خالی سینه را
  29. شمارهٔ ۲۹ صبح شد ساقی بده جام می دیرینه را
  30. شمارهٔ ۳۰ دیده آشوب نگاه فتنه پرداز تو را
  31. شمارهٔ ۳۱ بیا که فال جنون کرده ایم جنگ تو را
  32. شمارهٔ ۳۲ زمین که گنج روان گفته خاک راه تو را
  33. شمارهٔ ۳۳ چه داد شکر دهم شوق آرزوی تو را
  34. شمارهٔ ۳۴ به عالمی ندهم ذوق می پرستی را
  35. شمارهٔ ۳۵ از سر بگذار خودنمایی را
  36. شمارهٔ ۳۶ ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  37. شمارهٔ ۳۷ گل غم داغ جنون سوخته تا بر سر ما
  38. شمارهٔ ۳۸ عهد تمکین با دل دیوانه بستن کار ما
  39. شمارهٔ ۳۹ شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
  40. شمارهٔ ۴۰ بهر پاس عشق خاموشی نشد دمساز ما
  41. شمارهٔ ۴۱ تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما
  42. شمارهٔ ۴۲ عقد گوهر چون صدف در آستین داریم ما
  43. شمارهٔ ۴۳ حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
  44. شمارهٔ ۴۴ ویران ز چشمی شد خانه ما
  45. شمارهٔ ۴۵ می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
  46. شمارهٔ ۴۶ سینه صافند به هم عاقل و دیوانه ما
  47. شمارهٔ ۴۷ گرد فتادگی شده بال همای ما
  48. شمارهٔ ۴۸ گر به ما فاش شود معنی نادانی ما
  49. شمارهٔ ۴۹ ای نگاهت از شوخی محشر تغافل‌ها
  50. شمارهٔ ۵۰ الفت نمی‌کنند به کس دل دویده‌ها
  51. شمارهٔ ۵۱ بسکه دارد دل توکل بر هوا
  52. شمارهٔ ۵۲ ناله از تاثیر هویی در کمین دارم بیا
  53. شمارهٔ ۵۳ چون دل ز وصل تو مایوس می کند مهتاب
  54. شمارهٔ ۵۴ چراغم روشن است از روی آتشپاره‌ای امشب
  55. شمارهٔ ۵۵ نوروز شد که گردد باغ از سمن لبالب
  56. شمارهٔ ۵۶ کسی که در قدح دیگران بهار گداخت
  57. شمارهٔ ۵۷ بسکه نظاره ز تاب رخ جانان افروخت
  58. شمارهٔ ۵۸ به یاد روی تو از تاب ناله ام گل سوخت
  59. شمارهٔ ۵۹ ناله در بزم دل سوخته ام ساز آموخت
  60. شمارهٔ ۶۰ چشمت به جام هر که شراب نگاه ریخت

متن اشعار به نقل از گنجور.