پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۲

صبح بیدار ندارد نظر پاک مرا

آب در شیر کند دیده نمناک مرا

راز او خجلت رسوایی محشر نکشد

نتوان جست به صحرای عدم خاک مرا

اختیارش تر صاف است چراغش روشن

شعله محراب دعا کرده دل پاک مرا

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴گشته سودای غمش هم درد و هم درمان مرا
  2. شمارهٔ ۲۵ز پرده های خموشی شنو فغان مرا
  3. شمارهٔ ۲۶کرده ام مرغی سبکروحی امید و بیم را
  4. شمارهٔ ۲۷باشد خطر ز وصل جدایی کشیده را
  5. شمارهٔ ۲۸کرده ام از غیر خیال دوست خالی سینه را
  6. شمارهٔ ۲۹صبح شد ساقی بده جام می دیرینه را
  7. شمارهٔ ۳۰دیده آشوب نگاه فتنه پرداز تو را
  8. شمارهٔ ۳۱بیا که فال جنون کرده ایم جنگ تو را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.