پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۰

دیده آشوب نگاه فتنه پرداز تو را

نیست پروای قیامت کشته ناز تو را

فیض خواری بین که رنج صید ما ضایع نشد

دسته گل کرد از خون چنگل باز تو را

سرنوشت کار خود از من چه می پرسی؟ مپرس

عشق می داند اسیر انجام و آغاز تو را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲زمین که گنج روان گفته خاک راه تو را
  2. شمارهٔ ۳۳چه داد شکر دهم شوق آرزوی تو را
  3. شمارهٔ ۳۴به عالمی ندهم ذوق می پرستی را
  4. شمارهٔ ۳۵از سر بگذار خودنمایی را
  5. شمارهٔ ۳۶ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  6. شمارهٔ ۳۷گل غم داغ جنون سوخته تا بر سر ما
  7. شمارهٔ ۳۸عهد تمکین با دل دیوانه بستن کار ما
  8. شمارهٔ ۳۹شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.