پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲

زمین که گنج روان گفته خاک راه تو را

به حشر پس ندهد کشته نگاه تو را

خلد به دیده محشر خدنگ بیداری

به خواب بیند اگر شور صیدگاه تو را

فریب چرب زبانان نوید وصل دهد

هلاک پرسش مژگان عذر خواه تو را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۴به عالمی ندهم ذوق می پرستی را
  2. شمارهٔ ۳۵از سر بگذار خودنمایی را
  3. شمارهٔ ۳۶ز عندلیب چه پرسی نشان خانه ما
  4. شمارهٔ ۳۷گل غم داغ جنون سوخته تا بر سر ما
  5. شمارهٔ ۳۸عهد تمکین با دل دیوانه بستن کار ما
  6. شمارهٔ ۳۹شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
  7. شمارهٔ ۴۰بهر پاس عشق خاموشی نشد دمساز ما
  8. شمارهٔ ۴۱تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.