پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹

الهی آشنا کن ساقی بیگانه ما را

که از زهر نگاهی پر کند پیمانه ما را

دل از بی دردی آمد در فغان سودای عشقی کو

که در زنجیر خاموشی کشد دیوانه ما را

حدیث درد عشق ما به نام دیگران گویید

به این تقریب شاید بشنود افسانه ما را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱اگر دانم که عشقت گرمتر خواهد تب خود را
  2. شمارهٔ ۱۲ز بی سرمایگی دادم سرانجامی سر خود را
  3. شمارهٔ ۱۳بسکه بر هم زد ز ترکش خانه زنبور را
  4. شمارهٔ ۱۴رخصت طوفان دهم گر اشک عالمگیر را
  5. شمارهٔ ۱۵پیش می میرم به راهت نقش پای خویش را
  6. شمارهٔ ۱۶غم عشقت زده ره خواب مرا
  7. شمارهٔ ۱۷دلیل بادیه دیوانگی بس است مرا
  8. شمارهٔ ۱۸حیرت آبادی که او پهلو نشین باشد مرا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.