پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۲

عقد گوهر چون صدف در آستین داریم ما

خونبهای خویش در زیر نگین داریم ما

از غبار ما فلک تعمیر زندان می کند

در دو عالم خاطر اندوهگین داریم ما

با دل دیوانه خود مصلحت ها دیده ایم

خنده بر لب جان به کف چین بر جبین داریم ما

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۴ویران ز چشمی شد خانه ما
  2. شمارهٔ ۴۵می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما
  3. شمارهٔ ۴۶سینه صافند به هم عاقل و دیوانه ما
  4. شمارهٔ ۴۷گرد فتادگی شده بال همای ما
  5. شمارهٔ ۴۸گر به ما فاش شود معنی نادانی ما
  6. شمارهٔ ۴۹ای نگاهت از شوخی محشر تغافل‌ها
  7. شمارهٔ ۵۰الفت نمی‌کنند به کس دل دویده‌ها
  8. شمارهٔ ۵۱بسکه دارد دل توکل بر هوا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.