پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵۷

بسکه نظاره ز تاب رخ جانان افروخت

می توان شمع در این بزم ز مژگان افروخت

در میان تو و خورشید نگنجد نسبت

شعله تیغ تو از خون شهیدان افروخت

زین خجالت که لبت خون به دل صهبا کرد

پنبه چون گل به سر شیشه مستان افروخت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۹ناله در بزم دل سوخته ام ساز آموخت
  2. شمارهٔ ۶۰چشمت به جام هر که شراب نگاه ریخت
  3. شمارهٔ ۶۱مست می آمد و آیینه به دست
  4. شمارهٔ ۶۲جام لاله پر می شد وقت باده‌نوشی‌هاست
  5. شمارهٔ ۶۳مرا به میکده صد منت از می ناب است
  6. شمارهٔ ۶۴دلم در اضطراب اضطراب است
  7. شمارهٔ ۶۵معنی غالب حریفی بی شماتت همت است
  8. شمارهٔ ۶۶داغ مهر دوستانم کینه دشمن کجاست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.