پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶۱

مست می آمد و آیینه به دست

مژه دارد گل خورشید پرست

شوخی مشرب خود را نازم

هر گه از دام تمنای تو جست؟

مرد در عالم معنی هم مرد

چقدر توبه ناکرده شکست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶۳مرا به میکده صد منت از می ناب است
  2. شمارهٔ ۶۴دلم در اضطراب اضطراب است
  3. شمارهٔ ۶۵معنی غالب حریفی بی شماتت همت است
  4. شمارهٔ ۶۶داغ مهر دوستانم کینه دشمن کجاست
  5. شمارهٔ ۶۷امشب از پرتو روی تو گلستان اینجاست
  6. شمارهٔ ۶۸هر طرف فتنه ای از گرد سواری برخاست
  7. شمارهٔ ۶۹جز آه و ناله از دل دیوانه برنخاست
  8. شمارهٔ ۷۰چون دلم دیوانه عاقل نمایی برنخاست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.