پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶۷

امشب از پرتو روی تو گلستان اینجاست

آرزو با سمنت دست و گریبان اینجاست

هرکه پابسته آن زلف چو زنجیرم دید

گفت سرحلقه زنار پرستان اینجاست

دل طلبکار لبش بود که ناگه خالش

خضر ره شد که لب چشمه حیوان اینجاست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶۹جز آه و ناله از دل دیوانه برنخاست
  2. شمارهٔ ۷۰چون دلم دیوانه عاقل نمایی برنخاست
  3. شمارهٔ ۷۱سیر باغ او خیال خاطر شاد خود است
  4. شمارهٔ ۷۲ز چشم پاکدلان معنی حیا پیداست
  5. شمارهٔ ۷۳شرح سودای تو از گریه زارم پیداست
  6. شمارهٔ ۷۴نشان زخم که جویی سوار بسیار است
  7. شمارهٔ ۷۵از می تجربه میخانه افلاک پر است
  8. شمارهٔ ۷۶خون دل خوردن به بزمش از شراب آسانتر است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.