پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۶

عشق تو چراغ دل هر خام نگردد

صیدی است خیالت که به کس رام نگردد

خواهم که بر افتد ز جهان رسم وفا هم

تا هیچ زبان محرم آن نام نگردد

بیدل شد اسیر و اثر عشق تو باقی است

کیفیت می در گرو جام نگردد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۸ز لعلت شور بلبل تازه گردد
  2. شمارهٔ ۲۰۹ز تاب روی تو اشکم گلاب می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۱۰وطنم بی تو سفر می گردد
  4. شمارهٔ ۲۱۱اگر آهی کشم افشاگرِ صد راز می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۱۲دلی کز بی‌خودی گرم سراغ عشق می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۱۳دلی به خاک ره انتظار می بندد
  7. شمارهٔ ۲۱۴نوبهار آمد که رسوایی به زهد ما بخندد
  8. شمارهٔ ۲۱۵فلک بر کاردانی‌های اهل هوش می‌خندد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.