پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۵

فلک بر کاردانی‌های اهل هوش می‌خندد

قضا چون در نبرد آید به جوشن‌پوش می‌خندد

به رنگ موج پرواز کناری در بغل دارم

که بحر از شرطه بادش به صد آغوش می‌خندد

ببین از جبهه یاقوت و سیمای صدف روشن

فزاید قیمت آن را کز لب خاموش می‌خندد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۷عیشم از دولت بیدار اثرها دارد
  2. شمارهٔ ۲۱۸در صف زنده دلان عزت دیگر دارد
  3. شمارهٔ ۲۱۹بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارد
  4. شمارهٔ ۲۲۰لب از تبسم و چشم از ادا خبر دارد
  5. شمارهٔ ۲۲۱گرد جولان تو را گل به جبین بر دارد
  6. شمارهٔ ۲۲۲اگر امروز دل در سینه پرواز دگر دارد
  7. شمارهٔ ۲۲۳دردی که می کشد جان منت به خویش دارد
  8. شمارهٔ ۲۲۴دلم به لاله و گل بی رخت جدل دارد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.