پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۹

ز تاب روی تو اشکم گلاب می‌گردد

نظاره‌ام عرق آفتاب می‌گردد

گلی در دیده دارم کز نگاهی آب می‌گردد

دلی در سینه دارم کز غمی خوناب می‌گردد

نمی‌دانم دلش سنگ است یا موم اینقدر دانم

که از یادش دلم سرچشمه سیماب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۱اگر آهی کشم افشاگرِ صد راز می‌گردد
  2. شمارهٔ ۲۱۲دلی کز بی‌خودی گرم سراغ عشق می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۱۳دلی به خاک ره انتظار می بندد
  4. شمارهٔ ۲۱۴نوبهار آمد که رسوایی به زهد ما بخندد
  5. شمارهٔ ۲۱۵فلک بر کاردانی‌های اهل هوش می‌خندد
  6. شمارهٔ ۲۱۶یار با ما سر وفا دارد
  7. شمارهٔ ۲۱۷عیشم از دولت بیدار اثرها دارد
  8. شمارهٔ ۲۱۸در صف زنده دلان عزت دیگر دارد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.