پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۴۰

ز چشم فتنه‌ات محشر غم پنهانی‌یی دارد

به ذوق جلوه‌ات افلاک پر افشانی‌یی دارد

چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت

مگر از چشم مستی سرمه حیرانی‌یی دارد

دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت

نظر از چشم او می‌خواهد و قربانی‌یی دارد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۴۲کو قاصدی که نامه به باد صبا برد
  2. شمارهٔ ۲۴۳کی چو بی‌دردان نوید وصلم از جا می‌برد
  3. شمارهٔ ۲۴۴آنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می‌برد
  4. شمارهٔ ۲۴۵بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
  5. شمارهٔ ۲۴۶بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذرد
  6. شمارهٔ ۲۴۷دل کسی که به این ترکتاز می گذرد
  7. شمارهٔ ۲۴۸ز تیغ او گل زخمی شکار خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۲۴۹چشمت از هر گردشی بزم دگر آماده کرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.