پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۱

گمان دارم که در زیر فلک قحط فضا گردد

در این گلشن اگر یک غنچه امید وا گردد

نظر تنگی است این گردون که با وسعت نمی‌سازد

به تنگ آید دل گرمی اگر مطلب روا گردد

کمانداری است بیرحمی که زورش کس نمی داند

چه دل‌ها می‌برد بیگانه‌ای تا آشنا گردد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۳دل اگر صیقلی اشک دمادم گردد
  2. شمارهٔ ۲۰۴تا کی از عکس تو آیینه گلستان گردد
  3. شمارهٔ ۲۰۵با عشق توام ناله فراموش نگردد
  4. شمارهٔ ۲۰۶عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
  5. شمارهٔ ۲۰۷غمش از دل الهی کم نگردد
  6. شمارهٔ ۲۰۸ز لعلت شور بلبل تازه گردد
  7. شمارهٔ ۲۰۹ز تاب روی تو اشکم گلاب می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۱۰وطنم بی تو سفر می گردد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.