پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۲

دل در قدح ز شوق لبت آفتاب داشت

در آب لعل آتش ما پیچ و تاب داشت

مطلب گداخت شوخی دشنام را چه شد

حرف به لب نیامده ما جواب داشت

آزاده را فسانه راحت هم آفت است

یوسف چه رنجها که ز تعبیر خواب داشت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۴شهرت مجنون بهاری غیر رسوایی نداشت
  2. شمارهٔ ۱۶۵کار اشکم بی تو از صحرا گذشت
  3. شمارهٔ ۱۶۶در غمش از خویش چون سیماب می باید گذشت
  4. شمارهٔ ۱۶۷دمی که مست حیا از من آن غزال گذشت
  5. شمارهٔ ۱۶۸حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
  6. شمارهٔ ۱۶۹شوخی حسن تو گه نقش و گهی نقاش گشت
  7. شمارهٔ ۱۷۰یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
  8. شمارهٔ ۱۷۱آنکه برات چمن برگل و سنبل نوشت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.