پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۸

حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت

آتش رشک چو آب از سر پروانه گذشت

شکوه کفر است از او گرنه بیان می کردم

کاشنایی زمن امروز چو بیگانه گذشت

تیره آن بزم که بی شمع رخ ساقی بود

تلخ آن عمر که بی گردش پیمانه گذشت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷۰یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
  2. شمارهٔ ۱۷۱آنکه برات چمن برگل و سنبل نوشت
  3. شمارهٔ ۱۷۲دل که عمری داشت در خاطر تمنای خطت
  4. شمارهٔ ۱۷۳چو نقد هستی ما سکه وجود گرفت
  5. شمارهٔ ۱۷۴درس بی آرامی از سیلاب می باید گرفت
  6. شمارهٔ ۱۷۵عقل از دیوانگی ارشاد می باید گرفت
  7. شمارهٔ ۱۷۶در شب آدینه بزم حال می باید گرفت
  8. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.