پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷۶

در شب آدینه بزم حال می باید گرفت

صبح شنبه جام مالامال می باید گرفت

نوبهاری می رسد خوش جلوه چون طاوس مست

می پرستان عید استقبال می باید گرفت

گه برای دوستان گه از برای دشمنان

هر چه آید بر زبانها فال می باید گرفت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷۸افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
  2. شمارهٔ ۱۷۹یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
  3. شمارهٔ ۱۸۰هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت
  4. شمارهٔ ۱۸۱چو گل بر غنچه می خندد دهانت
  5. شمارهٔ ۱۸۲ساقی مرا به باده بیغش چه احتیاج
  6. شمارهٔ ۱۸۳می‌کند در بیضه مرغ از یاد دام اندیشه تلخ
  7. شمارهٔ ۱۸۴یک سخن دارم دو عالم گوش باد
  8. شمارهٔ ۱۸۵بی رخت عمر ابد خواب فراموشم باد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.