پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷۳

چو نقد هستی ما سکه وجود گرفت

نمود روی دلی عشق و هر چه بود گرفت

خیال طاقت نادیده را به غارت داد

که بود اینکه ز ما هر چه هم نبود گرفت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷۵عقل از دیوانگی ارشاد می باید گرفت
  2. شمارهٔ ۱۷۶در شب آدینه بزم حال می باید گرفت
  3. شمارهٔ ۱۷۷رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت
  4. شمارهٔ ۱۷۸افسون غم ز خاطر من می توان گرفت
  5. شمارهٔ ۱۷۹یاد او کرد ز دل تا چشم حیران گل شکفت
  6. شمارهٔ ۱۸۰هوا را سرافرازی می دهد نخل خرامانت
  7. شمارهٔ ۱۸۱چو گل بر غنچه می خندد دهانت
  8. شمارهٔ ۱۸۲ساقی مرا به باده بیغش چه احتیاج
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.