پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۵۶

یک شب که اشک تشنه افشای راز نیست

بیدرد را گمان که دلم در گداز نیست

چون عشق گرم شد نشناسد جوان و پیر

گل را به بزم شعله زخار امتیاز نیست

گر چشم عاشق است کزو به شکاف گور

بر روی دل دری که ز زخم تو باز نیست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۵۸راست رو را غمی از عربده دشمن نیست
  2. شمارهٔ ۱۵۹هلاک توبه پیمانه ام که خالی نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۰به نکهت چمنم بی‌تو آشنایی نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۱محشر نمک از غبار ما داشت
  5. شمارهٔ ۱۶۲دل در قدح ز شوق لبت آفتاب داشت
  6. شمارهٔ ۱۶۳منزل آوارگی شأن نشان ما نداشت
  7. شمارهٔ ۱۶۴شهرت مجنون بهاری غیر رسوایی نداشت
  8. شمارهٔ ۱۶۵کار اشکم بی تو از صحرا گذشت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.