پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۲

چون گل آشفته و چون شعله سوار آمده است

صبح رویش ز شبیخون بهار آمده است

خیره چشمان مژه ها را صف پروانه کنید

گرد راهش ز چراغان شرار آمده است

در لحد پنجه رسوایی مجنون گیر است

چاکش از دل به گریبان غبار آمده است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲۴سربلندیها غباری بوده است
  2. شمارهٔ ۱۲۵چون دور ز وصل یار می بوده است
  3. شمارهٔ ۱۲۶خط او دام هوش گردیده است
  4. شمارهٔ ۱۲۷گرچه ساقی صرفه در خون خوردن من دیده است
  5. شمارهٔ ۱۲۸باغها از سایه ابر بهاری دیده است
  6. شمارهٔ ۱۲۹درد می دردی به ایاغت نرسیده است
  7. شمارهٔ ۱۳۰طراوت چمن از خون دل فشانیهاست
  8. شمارهٔ ۱۳۱شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.