پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

۶۶ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - در بیهوده خندیدن خندهٔ هرزه کار غُمر بود
  2. بخش ۲ - فی طول العمر والحسرة مع ذلک نوح را عمر جمله ده صد بود
  3. بخش ۳ - تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم داشت لقمان یکی کریجی تنگ
  4. بخش ۴ - در مرگ گوید فرش عمرت نوشته در شومی
  5. بخش ۵ - حکایت مرد یخ‌فروش التمثّل فی دارالغرور مثلت هست در سرای غرور
  6. بخش ۶ - فی صفة الموت جز دو رنگی نشد ز مرگ هلاک
  7. بخش ۷ - تمثیل در احوال گذشتگان جهان بی‌وفا از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
  8. بخش ۸ - در صفت مرگ پیامبران علیهم‌السّلام تا بگوید ز انبیا و رسل
  9. بخش ۹ - صفت مرگ شاهان فرس و بزرگان ایشان زان ملوک عجم که در تاریخ
  10. بخش ۱۰ - در صفت موت بنی‌آدم از خاصّه و عامه زان بنی‌آدم از صغار و کبار
  11. بخش ۱۱ - در بقا و فنای جسم و جان گوید در جهانی که عقل و ایمانست
  12. بخش ۱۲ - در نکوهش این جهان اینکه اقلیم بیم و امیدست
  13. بخش ۱۳ - اندر طلب بهشت به سالوسی مرغ و حور از بهشت ابدانست
  14. بخش ۱۴ - اندر زهد ریایی زهد ورزی برای مُرداری
  15. بخش ۱۵ - اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید در جهانی چه بایدت بودن
  16. بخش ۱۶ - در نکوهش حرص گوید حرص بگذار و ز آز دست بدار
  17. بخش ۱۷ - در شهوت و آز گوید چیست دنیا و خلق و استظهار
  18. بخش ۱۸ - فصل فی صفة‌الافلاک والبروج والسّماء والارض و ما بینهما من‌العجایب ذکر الافلاک و ما فیها من‌العجایب احسن من ابداع المخدّرات الکواعب چندگویی ز چرخ و مکر و فنش
  19. بخش ۱۹ - در دوازده برج گوید برهٔ چرخ هست مردم خوار
  20. بخش ۲۰ - حکایة فی اصحاب الفغلة آن چنان شد که در زمین هری
  21. بخش ۲۱ - در صفت ارکانی و گردونی با آن جهان الدنیا قنطرةٌ فاعبروها ولا تعمروها آنچه ارکانی و آنچه گردونیست
  22. بخش ۲۲ - تمثیل در مذمّت دوستی دنیا ای گرفته به دست حرص و امل
  23. بخش ۲۳ - فی ترک العادة بالمجاهدة چکنی در کنار مادر خو
  24. بخش ۲۴ - فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات شوی خود را زنی بدید دژم
  25. بخش ۲۵ - فصل فی‌الحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی مردم از زیرکان دژم نشود
  26. بخش ۲۶ - حکایت در محبّت و دوستی خالص دوستی دوست را مهمان شد
  27. بخش ۲۷ - التمثّل فی ریا الحّب آن شنیدی که عُمّر خطاب
  28. بخش ۲۸ - فی ذکر رفقاء السّوء دوستی با مُقامر و قلّاش
  29. بخش ۲۹ - فی ترک المخالطة مع‌الاوباش خلق جز مکر و بند و پیچ نیند
  30. بخش ۳۰ - حکایت در بی‌وفایی قصه‌ای یاد دارم از پدران
  31. بخش ۳۱ - در صفت ابلهان گوید صحبت ابلهان چو دیگ تهیست
  32. بخش ۳۲ - فی تحقیق العشق آن شنیدی که در عرب مجنون
  33. بخش ۳۳ - التمثّل فی‌الانسان و عمله آن نبینی که پادشه‌زاده
  34. بخش ۳۴ - التمثّل فی صفة‌الانسان آن شنیدی که رفت زی قاضی
  35. بخش ۳۵ - التمثیل فی شکر هدایة‌الاسلام بود عمّر نشسته روزی فرد
  36. بخش ۳۶ - التّمثیل فی صلابة طریق الاسلام رفت زی روم و فدی از اسلام
  37. بخش ۳۷ - التمثیل فی اعتقادالسوء والخوف من قلّة الرزق بود مردی مُعیل بس رنجور
  38. بخش ۳۸ - حکایت در ظالم و مظلوم کودکی با حریف بی‌انصاف
  39. بخش ۳۹ - ذکر انقطاع نسب آدم پاک را برآر از گِل
  40. بخش ۴۰ - صفة‌المغرورین فی دارالدّنیا آن شنیدی که حامد لفاف
  41. بخش ۴۱ - التمثیل فی حبّ الدّنیا و غرورها خواجه‌ای را به مردمی دربست
  42. بخش ۴۲ - فی صفة‌النّفس واحواله دزد خانه است نفس حالی بین
  43. بخش ۴۳ - قال النّبی علیه‌السّلام: ان الشّیطان فی عروق ابن‌آدم یجری مجری الدّم در درون تو خصم با تو بهم
  44. بخش ۴۴ - در کاهلی گوید بشنو از بارگاه مصطفوی
  45. بخش ۴۵ - مثل اندر حال ادبار خوش دلی از پی سخن پاشی
  46. بخش ۴۶ - فی‌الحرکة و ترک الاوطان فی طلب‌الآخِرَة، قال النّبی علَیه‌السّلام: اطلبوا العلم ولو باصّین، وَ قالَ علَیه‌السّلام: سافِرُوا تغنموا، ولاتفخروا بالوطن کرده بر تارک هوا گردان
  47. بخش ۴۷ - محمدت در حرکت و سیر و رنج بردن زین زمین خسی به چرخ کسی
  48. بخش ۴۸ - فی‌الادب و شرف‌النّفس هرکه شاگرد روز شب نبود
  49. بخش ۴۹ - اندر دور قمر و گردش روزگار دور ماهست و خلق را از ماه
  50. بخش ۵۰ - حکایت آن شنیدی که پیر با همراه
  51. بخش ۵۱ - اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن سر چه پوشی که در بهاران گِل
  52. بخش ۵۲ - حکایت آن شنیدی که گفت دمسازی
  53. بخش ۵۳ - التمثیل فی حفظ اسرارالملوک بود مردی علیل از ورمی
  54. بخش ۵۴ - حکایت بود اندر سرخس یک روزی
  55. بخش ۵۵ - اندر موعظت و نصیحت گوید صحبت زیرکان چو بوی از گُل
  56. بخش ۵۶ - اندر صفت بیابان گوید تنگی راه را صفت بشنو
  57. بخش ۵۷ - اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة آنکه در بند مال و اسبابند
  58. بخش ۵۸ - در صفت اهل تصوّف هر گدایی که بینی از کم کم
  59. بخش ۵۹ - در طلب کردن از در دلها درِ دل کوب تا رسی به خدای
  60. بخش ۶۰ - فی ذمّ‌الطمع والحرص دل خود را ز تاب و تابش طمع

متن اشعار به نقل از گنجور.