پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۴۶ - فی‌الحرکة و ترک الاوطان فی طلب‌الآخِرَة، قال النّبی علَیه‌السّلام: اطلبوا العلم ولو باصّین، وَ قالَ علَیه‌السّلام: سافِرُوا تغنموا، ولاتفخروا بالوطن

کرده بر تارک هوا گردان

گرد خود از سیاست مردان

سبل از دیده‌ها رباینده

چرب دستان به تیر آینده

کوس در گوش دلخروش خروش

تیر در چشم مرد مردم پوش

در زده آفتاب جامه به نیل

وآسمان پیل پیل گشته ز بیل

مغز خصمان چو شام و تیره چو خواب

دل خصمان چو دیو و نیزه شهاب

رفت چندان به زیر مرکز خون

کز دگر نیمه لعل شد گردون

گشته چون خار در مصاف زبون

خصم در پای اسب خرماگون

ادامه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

  1. بخش ۴۸ - فی‌الادب و شرف‌النّفسهرکه شاگرد روز شب نبود
  2. بخش ۴۹ - اندر دور قمر و گردش روزگاردور ماهست و خلق را از ماه
  3. بخش ۵۰ - حکایتآن شنیدی که پیر با همراه
  4. بخش ۵۱ - اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردنسر چه پوشی که در بهاران گِل
  5. بخش ۵۲ - حکایتآن شنیدی که گفت دمسازی
  6. بخش ۵۳ - التمثیل فی حفظ اسرارالملوکبود مردی علیل از ورمی
  7. بخش ۵۴ - حکایتبود اندر سرخس یک روزی
  8. بخش ۵۵ - اندر موعظت و نصیحت گویدصحبت زیرکان چو بوی از گُل
همه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.