پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۲۰ - حکایة فی اصحاب الفغلة

آن چنان شد که در زمین هری

ابلهی کرد رخ به برزگری

گفت با او ز روی نادانی

سبکی چیست در گران جانی

گر نداری همی تو خوار مرا

پنبه بی‌پنبه دانه کار مرا

سبلت او به کون دهقان به

وین چنین ریش هم به قصران به

زانکه پیش عقول حکمت خوار

پس خزیدن نیامدست به کار

نیست از نقطه تا خط فرمان

گنج بی‌رنج و درد بی‌درمان

هرچه یزدان دهد بر آن مگزین

هرچه گردون کند در آن منشین

کانچه آن نیست کرد هست کند

وآنچه این بر فراشت پست کند

نقش نفسی مقیم کی باشد

هرچه آن نقش کرد بتراشد

در سخاوت به کودکان ماند

بدهد زود و زود بستاند

خود بخندد به تو سپارد ساز

خود بگرید ز تو ستاند باز

زود بخش و سبک‌ستان فلکست

پیر با طبع کودکان فلکست

ذوق این خطهٔ خطا و خطر

هست مانند حوض و نیلوفر

روز بدهد ز بوی خود زورش

چون شب آید هم او بود گورش

روز بخشش ز بوی خویشش قوت

چون شب آید خودش بود تابوت

روز در بویش ار کند پرواز

باز شب جان بدو سپارد باز

بد و نیک فلک همه تلفست

که هبوطش برابر شرفست

گر از این چرخ در نقاب شوی

تا کم از ماهی آفتاب شوی

دختران چون فسانه پردازند

دوک ریسند و لعبتک بازند

وان فسانه حدیث چرخ کبود

سرِ افسانه هرچه بود و نبود

زانکه نامحرمی تو از گردون

داردت پیش خویش خوار و زبون

هرکه او بنده گشت گردون را

کرد ضایع خدای بی‌چون را

بندهٔ چرخ بندهٔ حق نیست

مر ورا نام مرد مطلق نیست

ادامه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

  1. بخش ۲۲ - تمثیل در مذمّت دوستی دنیاای گرفته به دست حرص و امل
  2. بخش ۲۳ - فی ترک العادة بالمجاهدةچکنی در کنار مادر خو
  3. بخش ۲۴ - فی تسلّی قلوب الاخوة والاخواتشوی خود را زنی بدید دژم
  4. بخش ۲۵ - فصل فی‌الحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنیمردم از زیرکان دژم نشود
  5. بخش ۲۶ - حکایت در محبّت و دوستی خالصدوستی دوست را مهمان شد
  6. بخش ۲۷ - التمثّل فی ریا الحّبآن شنیدی که عُمّر خطاب
  7. بخش ۲۸ - فی ذکر رفقاء السّوءدوستی با مُقامر و قلّاش
  8. بخش ۲۹ - فی ترک المخالطة مع‌الاوباشخلق جز مکر و بند و پیچ نیند
همه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.