پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۲۵ - فصل فی‌الحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی

مردم از زیرکان دژم نشود

مهر کز عقل بود کم نشود

مهر جاهل چو مُهره گردانست

مِهر کز عقل بود مهر آنست

با هوا مهر کین چه در خوردست

که هوا گاه گرم و گه سردست

زانکه گردان و بی‌وفا باشد

چون هوا مهر کز هوا باشد

با هوا خود به نیک و بد میامیز

چون بیامیختی سبک بگریز

باز وقت وفا ز نیک و ز بد

نه خرد گردد و نه مهر خرد

هست با عشق حیلتی دیگر

صحبت عشق علتی دیگر

دوزخ آنجا که پرده بردارد

متقی دوست را بنگذارد

داند آن جان که نقش عینی نیست

کالاخِلاء چو لَیتَ بَینی نیست

بغض کز سنّتی بُوَد دینست

مهر کز علتی بُوَد کینست

تو و من کرد آدمی را دو

بی من و تو تو من بوی من تو

تو تویی من منم سرِ رنگست

تو چنان من چنین سرِ جنگست

با خودی هر دو دیووش باشیم

بی من و تو من و تو خوش باشیم

خوش بویم اندرین کهن گلشن

چون ز تو تو برفت و ز من من

تو و من گمرهیست زو پرهیز

در من و تو به ابلهی ماویز

تا تو خود را بوی نباشی دوست

دانکه در وضع دوست زشت و نکوست

دشمن از دوست وقت آز و نیاز

جز به سود و زیان ندانی باز

دوستان را به گاه سود و زیان

بتوان دید و آزمود توان

ادامه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

  1. بخش ۲۷ - التمثّل فی ریا الحّبآن شنیدی که عُمّر خطاب
  2. بخش ۲۸ - فی ذکر رفقاء السّوءدوستی با مُقامر و قلّاش
  3. بخش ۲۹ - فی ترک المخالطة مع‌الاوباشخلق جز مکر و بند و پیچ نیند
  4. بخش ۳۰ - حکایت در بی‌وفاییقصه‌ای یاد دارم از پدران
  5. بخش ۳۱ - در صفت ابلهان گویدصحبت ابلهان چو دیگ تهیست
  6. بخش ۳۲ - فی تحقیق العشقآن شنیدی که در عرب مجنون
  7. بخش ۳۳ - التمثّل فی‌الانسان و عملهآن نبینی که پادشه‌زاده
  8. بخش ۳۴ - التمثّل فی صفة‌الانسانآن شنیدی که رفت زی قاضی
همه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.