پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۳۱ - در صفت ابلهان گوید

صحبت ابلهان چو دیگ تهیست

از درون خالی از برون سیهیست

دوستی ابلهان ز تقلید است

نز ره عقل و دین و توحیدست

ببُر از دوستی خلق سبک

دوستی خلق سنگ و شیشه تُنُک

سنگ در ظرف شیشه نتوان برد

نبود دوست با عرابی کرد

چنگ و نایست در صفت نادان

تنگدل باشد و فراخ دهان

زانکه ابله چو باشدت دلجوی

آب تهمت دواند اندر جوی

تا بوی تندرست و حکم روان

داردت خویش‌و دوست چون تن‌و جان

چون شود مویی از تو دیگرگون

آن شود موسی این دگر قارون

سوز بی‌نور بینی از خویشان

راست همچون چراغ درویشان

یار دانا چو شد ترا همراه

بس درازی راه شد کوتاه

چون کم آید به راه توشهٔ تو

ننگرد در کلاه گوشهٔ تو

نه برادر بود به نرم و درشت

که برای شکم بود هم پشت

دلِ تو با خدای و خلق ای خر

چون جوست ای ز نیم جو کمتر

که یکی دانه بهر زر باشد

بار یک خانه بهر خر باشد

از خریّ خران تبرّا کن

دل خود با خدای یکتا کن

تا دلت معدن نیاز کند

درِ دل پیش جانت باز کند

نه همی گویدت فلک ز فراز

کز خرد نردبان کن و بر تاز

لیک می‌نشنوی که کر شده‌ای

عقل بگذاشتی چو خر شده‌ای

گر ترا گوش عقل بودی باز

بشنیدی چو عاقلان آواز

در تو زیرا سخن مؤثر نیست

که ترا زآن جهان مبشّر نیست

در جهان خدا بر آی از خاک

چکنی کلبه‌ای که آن کاواک

چون کتابی است صورت عالم

کاندرویست بند و پند بهم

صورتش بر تن لئیمان بند

صفتش در دل حکیمان پند

صورتش خامش و سخن در وی

تن او نو و جان کهن در وی

ادامه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

  1. بخش ۳۳ - التمثّل فی‌الانسان و عملهآن نبینی که پادشه‌زاده
  2. بخش ۳۴ - التمثّل فی صفة‌الانسانآن شنیدی که رفت زی قاضی
  3. بخش ۳۵ - التمثیل فی شکر هدایة‌الاسلامبود عمّر نشسته روزی فرد
  4. بخش ۳۶ - التّمثیل فی صلابة طریق الاسلامرفت زی روم و فدی از اسلام
  5. بخش ۳۷ - التمثیل فی اعتقادالسوء والخوف من قلّة الرزقبود مردی مُعیل بس رنجور
  6. بخش ۳۸ - حکایت در ظالم و مظلومکودکی با حریف بی‌انصاف
  7. بخش ۳۹ - ذکر انقطاع نسبآدم پاک را برآر از گِل
  8. بخش ۴۰ - صفة‌المغرورین فی دارالدّنیاآن شنیدی که حامد لفاف
همه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.