پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۵۷ - اندر تصوّف و زهد ذکر التصوّف الزم علی الحقیقة لان فیه نجاة الخلیفة

آنکه در بند مال و اسبابند

همه غرقه میان گردابند

وان کسان کز برونِ در ماندند

دان که در دست خویش درماندند

عامه دل در هوای جان بستند

زانکه از دست جهل سرمستند

خاصه در عالم معاینه‌اند

همچو سیماب و روی آینه‌اند

همه دست نهال کن دارند

همه مرغِ قفس‌شکن دارند

از پی ملک دین نه از پی ملک

روی زردان دل سپید چو کلک

پُرنیازان بی‌نیازانند

راست‌بازان پاکبازانند

قدشان بیش امر بالیده

کشف را زیر کفش مالیده

جامه‌شان از پی ریاضت پوست

همچو طبع لئیم خواری دوست

سرشان از برای دار بلند

نردبان پایهٔ حصار بلند

همه با عندلیب دل خویشند

همه سیمرغ خانهٔ خویشند

همه را در جهان نه روح و نه جسم

در گرفته چو کودکان از بسم

اسم خوانده به فعل آمده باز

همه خاموش و صید جوی چو باز

زهره از بهر قوّت حالت

کرده پر زهر و گفته ما را لت

زهرِ قهر از میان جان دارند

شکّر شُکر بر زبان دارند

گرد کوی ملامتی روبند

حلقهٔ جان دولتی کوبند

از پی ضیف آسمان جلال

همه شب رو بسان طیف خیال

عاشق مرگ هریک از پی برگ

خویشتن را کشیده زیشان مرگ

ادامه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

  1. بخش ۵۹ - در طلب کردن از در دلهادرِ دل کوب تا رسی به خدای
  2. بخش ۶۰ - فی ذمّ‌الطمع والحرصدل خود را ز تاب و تابش طمع
  3. بخش ۶۱ - اندر بیان حال صوفی و ستایش صوفیان فرماید علامة اصحاب التصوّف ان لایسأل ولا ینهر ولا یدّخرتازه اندر بهار حق صوفیست
  4. بخش ۶۲ - حکایت در حقیقت تصوّفصوفیی از عراق با خبری
  5. بخش ۶۳ - التمثیل فی‌تعلیم الاب‌الغافل لابن الجاهل فی‌التصوّفپسری داشت شیخ ناهموار
  6. بخش ۶۴ - فی‌التفکّر والمراقبة فی احوال التصوّفدست دین کن به علم و عدل قوی
  7. بخش ۶۵ - در دنیا نابودن به که بودنیک جهانند زیر این افلاک
  8. بخش ۶۶ - اندر صفت صورت عالمتو به گوهر ورای دو جهانی
همه‌ی الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.