پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

بخش ۶۵ - در دنیا نابودن به که بودن

یک جهانند زیر این افلاک

کام پر زهر و خانه پر تریاک

تا دلت زیر چرخ گردانست

هرچه زی تو بدست نیک آنست

برگذر زین سرای هزل و هوس

پای طاوس ساز و مهد مگس

آدمی زیر طبع کی شاید

چار حمّال مرده را باید

دل اگر میل سوی خود کردی

داد کم کرده خوی دد کردی

کس ندیدی چنو یکی غمّاز

گرچه زر سوی او نمودی راز

کم نشین تا مقامر و غمّاز

که برهنه‌ات کنند همچون راز

گرچه خود نیست در سرای مجاز

خام دست و دغا ده و کم باز

ای بسا رنگهای او دیده

پس غرورش به جهل بخریده

با غرورش مباش هیچ قرین

که برهنه‌ت کنند ز دولت و دین

چار طبع اندرین دو رکن و سه حد

ز اوّل کار تا به روز لحد

کرم را از ظهور نبود بود

که بسوزد ولیک نبود دود

منهیان تواند چون تُندر

کشتی خشک‌روتر از استر

یا ز خود یاد باش یا زو باش

بکند هم سزاش روزی باش

این همه خواجگان گربه طبع

که سگ نفس را شدند تبع

چون حباب ارچه زاب دلشادند

زود میرند از آنکه پر بادند

عمر کز سعی باد باشد و آب

سخت کوته بُوَد چو عمر حباب

عمر دین است تا ابد همراه

که اجل سوی او ندارد راه

عمر آنکس که پاس خود دارد

بر هنر پاسبان خرد دارد

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.