پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح اندر آمد چو ماه در شبگیر
  2. بخش ۲ - صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید گفتم ای ایزد سرشته ز نور
  3. بخش ۳ - جوابها که با نفس کلّی گوید گفت من دست گرد لاهوتم
  4. بخش ۴ - اندر صفت مرید لب چو بگشاد پیر فرزانه
  5. بخش ۵ - اندر عذر انبساط گوید چون خرد در لبت به جان نگرم
  6. بخش ۶ - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیه‌السّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان آنچه بر تن قبول بر جان رد
  7. بخش ۷ - حکایت آن شنیدی که در گه عیسی
  8. بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گوید آنکه با نقشهای زیبااند
  9. بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گوید خوب را از برای دستِ فراخ
  10. بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گوید شاهد پیچ پیچ را چکنی
  11. بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندن شهوت ار جانت بارّه باز کند
  12. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گوید آن نگاری که سوی او نگری
  13. بخش ۱۳ - حکایت دید وقتی یکی پراگنده
  14. بخش ۱۴ - اندر مذمّت دنیا و وصف ترک او کی بود جز به چشم ابله‌وش
  15. بخش ۱۵ - اندر طلب دنیا هرکه جست از خدای خود دنیی
  16. بخش ۱۶ - اندر مذمّت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشند جامه از بهر عورت عامه است
  17. بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گوید زینة اللّٰه نه اسب و زین باشد
  18. بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوست سفله چون خواند رو به مهمانش
  19. بخش ۱۹ - اندر مذمّت شراب گوید مرد دینی شراب تا چکند
  20. بخش ۲۰ - حکایة و مثل گفت بهلول را یکی داهی
  21. بخش ۲۱ - حکایت گفت مردی ز ابلهی رازی
  22. بخش ۲۲ - التمثّل فی اکل الرّبا، اَکل الرّبا کمَن یأکل ناراللظی گفت روزی به جعفرِ صادق
  23. بخش ۲۳ - حکایت به گدایی بگفتم ای نادان
  24. بخش ۲۴ - اندر نقص دنیا گوید دنیی ارچه ز حرص دلبر تست
  25. بخش ۲۵ - اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید ای بلندان به عقل و جان شریف
  26. بخش ۲۶ - اندر بیان نسب آدمی من عرف نفسه فقد عرف ربه تو به قوت خلیفه‌ای به گهر
  27. بخش ۲۷ - در حرص و شهوت و خشم گوید بر سه نوع از ستور و دیو و ددست
  28. بخش ۲۸ - در معنی آنکه عاقلان بی‌غم نباشند معرفت را شرف پناهِ شماست
  29. بخش ۲۹ - در متابعت نفس و هواناکردن گوید ای همه ساله هم به مایهٔ دیو
  30. بخش ۳۰ - در رنج و زیان جان از تن فاقه منمای بیش از این جان را
  31. بخش ۳۱ - در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شود تنت از چرخ و طبع دارد ساز
  32. بخش ۳۲ - اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهوات سبب خشم و شهوت از لقمه‌ست
  33. بخش ۳۳ - اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرون تا تو زین منزل آدمی نروی
  34. بخش ۳۴ - فی التّمثّل در طمع زین سگان مزبله پوی
  35. بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یوم‌القیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون روز دین دستِ دست رس نبود
  36. بخش ۳۶ - فی ذکر انساب البشر من ارکان البشر آدمی گرچه بر زمانه مهست
  37. بخش ۳۷ - در انسانی و حیوانی گوید هست ترکیب نفسِ انسانی
  38. بخش ۳۸ - حکایت در این معنی پیش از آدم ز دست کوتاهی
  39. بخش ۳۹ - اندر آنکه آدمی پس از اشیاء و جهات پیدا آمد از هوا و ز طبع در انسان
  40. بخش ۴۰ - اندر بیان ظلومی و جهولی انسان کما قال‌اللّٰه تعالی: وحملها الانسان انّه کان ظلوما جهولا هیچ بدنامی آدمی را پیش
  41. بخش ۴۱ - فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرح مرد کو عاشق دوگانه بُوَد
  42. بخش ۴۲ - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبی آن بنشنیده‌ای که در راهی
  43. بخش ۴۳ - اندر مذمّت بددلی و بددل مثلست این که در عذابکده
  44. بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرت از زره بود پشتِ حیدر فرد
  45. بخش ۴۵ - حکایت در این معنی نه بپرسید از جحی حیزی
  46. بخش ۴۶ - اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن اوّلین بند در رهِ آدم
  47. بخش ۴۷ - التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روح‌اللّٰه و تجریده روح را چون ببرد روح امین
  48. بخش ۴۸ - حکایت روح‌اللّٰه علیه‌السّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس در اثر خوانده‌ام که روح‌اللّٰه
  49. بخش ۴۹ - فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمر می همی خور کنون به بوی بهار
  50. بخش ۵۰ - اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقی آز را از درون خود پیوست
  51. بخش ۵۱ - در ذمّ مقابح و افعال نکوهیده و منع آن مبر این زندگی به صدرِ سعیر
  52. بخش ۵۲ - التمثّل فی شأن اصحاب الغفلة و نظر السّوء آن شنیدی که در طواف زنی
  53. بخش ۵۳ - اندر صفت ربیع و تشبیهات گوید ذکر الربیع یحیی القلوب المیتة و یشرح الصدور الضیقة شُکر انصاف بر زبان بهار
  54. بخش ۵۴ - در تسویت پارسی و تازی فضل دین در رهِ مسلمانیست
  55. بخش ۵۵ - در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیست علم خوان تات جان قبول کند
  56. بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گوید مر سران را چو طامع و می خوار
  57. بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیا مال بر کف چو پیل بر کشتیست
  58. بخش ۵۸ - التمثل فی اصحاب المغرورین آن شنیدی که بود مردی کور
  59. بخش ۵۹ - حکایت آن شنیدی که در ولایت شام
  60. بخش ۶۰ - حکایت خواست وقتی ز عجز دینداری

متن اشعار به نقل از گنجور.