پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گوید

زینة اللّٰه نه اسب و زین باشد

زینة‌اللّٰه جمالِ دین باشد

مرده ای زان شدی اسیرِ هوس

دیده از مردگان کشد کرگس

در جهان منگر از پی رازش

چکنی رنگ و بوی غمّازش

که تو اندر جهان بدسازان

همچو رازی به دست غمازان

نیست مهر زمانه بی‌کینه

سیر دارد میان لوزینه

کی سزای جهان جان باشد

هرکرا روی دل به کان باشد

سرنگون خیزد از سرای معاد

هرکه روی از خرد نهد به جماد

هرکه اکنون درین کلوخین گوی

از نَبیّ و نُبی بتابد روی

چون قیامت برآید از کویش

روی باشد قفا قفا رویش

ای سنایی برای دین و صلاح

وز پی جُستن نجات و فلاح

همچو دریا چو نیست اینجا حُر

کام پر زهر باش و دل پر دُر

زانکه در جان به واسطهٔ اسباب

زفتی از خاک رُست و ترّی از آب

آدمی چون غلام راتبه شد

ژاژِ طیان به خط کاتبه شد

گرچه جان همچو آب پاک آمد

زر نگهدارتر ز خاک آمد

ورنه ارکان ز خاک پاکستی

زر نگهدارتر ز خاکستی

معطیان زفت و دل زحیر زده

دایه بیمار و طفل شیر زده

هرکه در زندگی بخیل بُوَد

چون بمیرد چو سگ ذلیل بُوَد

بیش از این بهر خواجه و مزدور

نتوان رفت در جوال غرور

تو مشو غرّه کو سیه چرده‌ست

کان سیاهه سپید بر کرده‌ست

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۱۹ - اندر مذمّت شراب گویدمرد دینی شراب تا چکند
  2. بخش ۲۰ - حکایة و مثلگفت بهلول را یکی داهی
  3. بخش ۲۱ - حکایتگفت مردی ز ابلهی رازی
  4. بخش ۲۲ - التمثّل فی اکل الرّبا، اَکل الرّبا کمَن یأکل ناراللظیگفت روزی به جعفرِ صادق
  5. بخش ۲۳ - حکایتبه گدایی بگفتم ای نادان
  6. بخش ۲۴ - اندر نقص دنیا گویددنیی ارچه ز حرص دلبر تست
  7. بخش ۲۵ - اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گویدای بلندان به عقل و جان شریف
  8. بخش ۲۶ - اندر بیان نسب آدمی من عرف نفسه فقد عرف ربهتو به قوت خلیفه‌ای به گهر
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.