پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوست

سفله چون خواند رو به مهمانش

پس چه نانش شکن چه دندانش

بر درِ کارگاه طبع لئیم

نز پی ایمنی که از سرِ بیم

گرچه زنجیر حلقه نپذیرد

سفله را در بزن که خود میرد

برده چون طاعت و دل و دینت

بادهٔ تلخ و عمر شیرینت

کوی پر دزد و خانه پر ز قماش

پاسبان را چه خوش بود خشخاش

طمع خلق و دلق پستی تست

زورق بحر زرق هستی تست

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۲۰ - حکایة و مثلگفت بهلول را یکی داهی
  2. بخش ۲۱ - حکایتگفت مردی ز ابلهی رازی
  3. بخش ۲۲ - التمثّل فی اکل الرّبا، اَکل الرّبا کمَن یأکل ناراللظیگفت روزی به جعفرِ صادق
  4. بخش ۲۳ - حکایتبه گدایی بگفتم ای نادان
  5. بخش ۲۴ - اندر نقص دنیا گویددنیی ارچه ز حرص دلبر تست
  6. بخش ۲۵ - اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گویدای بلندان به عقل و جان شریف
  7. بخش ۲۶ - اندر بیان نسب آدمی من عرف نفسه فقد عرف ربهتو به قوت خلیفه‌ای به گهر
  8. بخش ۲۷ - در حرص و شهوت و خشم گویدبر سه نوع از ستور و دیو و ددست
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.