پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۲۷ - در حرص و شهوت و خشم گوید

بر سه نوع از ستور و دیو و ددست

سر و گردن یکی دو پا و دو دست

سگ و اسبست با تو در مسکن

آن گزنده‌ست و این دگر توسن

آن مروّض کن این مُعلّم کن

پس درآی و حدیث آدم کن

عمر دادی به مکر و شهوت و زور

چه تو مردم چه دیو و دد چه ستور

با همه حسرت و فغان و غریو

پای عقلت ببسته‌اند سه دیو

با سه دیو ار ز آدمی یک دم

تو همان کن که دیو با آدم

آنکه بی‌رنگ زد ترا نیرنگ

در تو بنهاد حرص و شهوت و جنگ

داعی خیر و شر درون تواند

هر دو در نیک و بد زبون تواند

در ره خُلق خوب و سیرت زشت

هفت دوزخ تویی و هشت بهشت

همه مقصود آفرینش کون

تویی ای غافل از معونت و عون

وز درون تو هست از پی دین

صدهزار آسمان فزون و زمین

جز بهی جانت را بها ندهد

جز بدی تنت را ندا ندهد

خشم و شهوت به هرکجا خردست

سبب نفع نیک و دفع بدست

شهوت اسبست و خشم سگ در تن

معتدل دار هر دو را در فن

مه بیفزای هردو را مه بکاه

دار بر حدِّ اعتدال نگاه

زانکه داند کسی که رایض خوست

کانچه در سگ نکو در اسب نکوست

از پی نفع و دفع و قوّت و جاه

با تو شخم است و آرزو همراه

آنکه را خشم و آرزو نبود

در کیاست چنان نکو نبود

نرود جز که ابله و بدخوی

در سفر بی‌سلاح و بی‌نیروی

آدمی شد به میز عقل عزیز

نبود پای میز را تمییز

عقل و جان تو کدخدای تواند

چار طبع تو چارپای تواند

کدخدا را چو نیست یک مرکوب

گرچه رادست باشد او معیوب

چارپا را اگر نکو داری

عقبات مهیب بگذاری

ور نداری نکو، فتاده شوی

زود زود از دو خر پیاده شوی

پس تو مانند کدخدای مخسب

خیره بر پشت چارپای مخسب

چون تو با آفتاب و مه خویشی

سایه بر تو چرا کند پیشی

ور ترا هست ماه یاری ده

توزی از ماه دور داری به

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۲۹ - در متابعت نفس و هواناکردن گویدای همه ساله هم به مایهٔ دیو
  2. بخش ۳۰ - در رنج و زیان جان از تنفاقه منمای بیش از این جان را
  3. بخش ۳۱ - در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شودتنت از چرخ و طبع دارد ساز
  4. بخش ۳۲ - اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهواتسبب خشم و شهوت از لقمه‌ست
  5. بخش ۳۳ - اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرونتا تو زین منزل آدمی نروی
  6. بخش ۳۴ - فی التّمثّلدر طمع زین سگان مزبله پوی
  7. بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یوم‌القیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلونروز دین دستِ دست رس نبود
  8. بخش ۳۶ - فی ذکر انساب البشر من ارکان البشرآدمی گرچه بر زمانه مهست
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.