پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یوم‌القیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلون

روز دین دستِ دست رس نبود

نسب کس شفیع کس نبود

نقد تو چون ترا برانگیزد

همه در گردن تو آویزد

بوته خود گویدت چو پالودی

که زری یا مس زراندودی

گر بدی آتشت بپالاید

ور بدی صافی از تو آساید

چون رسیدی به آتش موعود

خود بگوید که چندنی یا عود

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۳۷ - در انسانی و حیوانی گویدهست ترکیب نفسِ انسانی
  2. بخش ۳۸ - حکایت در این معنیپیش از آدم ز دست کوتاهی
  3. بخش ۳۹ - اندر آنکه آدمی پس از اشیاء و جهات پیدا آمداز هوا و ز طبع در انسان
  4. بخش ۴۰ - اندر بیان ظلومی و جهولی انسان کما قال‌اللّٰه تعالی: وحملها الانسان انّه کان ظلوما جهولاهیچ بدنامی آدمی را پیش
  5. بخش ۴۱ - فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرحمرد کو عاشق دوگانه بُوَد
  6. بخش ۴۲ - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبیآن بنشنیده‌ای که در راهی
  7. بخش ۴۳ - اندر مذمّت بددلی و بددلمثلست این که در عذابکده
  8. بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرتاز زره بود پشتِ حیدر فرد
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.