پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۳۸ - حکایت در این معنی

پیش از آدم ز دست کوتاهی

دوستی داشت مرغ با ماهی

هریکی در مقام خود ساکن

آن ز فخ فارغ این ز شست ایمن

آدمی در زمین چو بپراکند

ماهی از مهر مرغ دل برکند

گفت بدرود باش و رو بفراز

زانکه من زیرِ آب رفتم باز

که به عالم نهاد نسلی ره

کز سرِ حیلت وز شرّ و شره

هم مرا زیر آب نگذارند

هم ترا از هوا به پست آرند

همه را جمله نیست گردانند

بر سباع و ددان شهی رانند

کادمی را به وهم دوراندیش

جِرمش از ما کمست و جُرمش بیش

حالشان از برای حیلهٔ ماست

عقلشان از پی عقیلهٔ ماست

کز دنائت ز راه آهن و نی

گردد انبار حق بادنی شیء

آدمی‌زاده نازنین باشد

قهر و لطفش برای این باشد

گه به بانگی ضعیف کام شود

گه به دانگی خدای نام شود

به خسی سخت سر شود به مجاز

به غمی سست پای گردد باز

گاه تن برگذارد از کیوان

گاه گردد ز خارکی حیران

سابقت زو نهفته در اوّل

خاتمت زو به مُهر حکم ازل

گاه ایوان برد به چرخ چهار

گاه گردد ز نیم کرم افگار

گاه مسند نهد برِ فَرقد

وز حریر و قصب کند مرقد

گاه گردد به خون و خاک دفین

بستر از خاک وز خسک بالین

سابقت زو نهفته در راندن

خاتمت زو به مهر در خواندن

آنکه ماندست سهمش از تقدیر

وانکه رفتست بیمش از تیسیر

این همه چیست صنعت تقدیر

وان همه چیست حاصل تیسیر

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۴۰ - اندر بیان ظلومی و جهولی انسان کما قال‌اللّٰه تعالی: وحملها الانسان انّه کان ظلوما جهولاهیچ بدنامی آدمی را پیش
  2. بخش ۴۱ - فی مذمّة الدنیا واهانته و ترکه، من ترح فرحمرد کو عاشق دوگانه بُوَد
  3. بخش ۴۲ - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبیآن بنشنیده‌ای که در راهی
  4. بخش ۴۳ - اندر مذمّت بددلی و بددلمثلست این که در عذابکده
  5. بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرتاز زره بود پشتِ حیدر فرد
  6. بخش ۴۵ - حکایت در این معنینه بپرسید از جحی حیزی
  7. بخش ۴۶ - اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردناوّلین بند در رهِ آدم
  8. بخش ۴۷ - التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روح‌اللّٰه و تجریدهروح را چون ببرد روح امین
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.