پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۴۲ - حکایت و مثل فی لذّة الدنیا مع شدّة العقبی

آن بنشنیده‌ای که در راهی

آن مخنّث چه گفت با داهی

که همی شد پی گشادِ گره

بهر بی‌بی به سوی زاهد ده

تا برو میوه سست شاخ شود

راه زادن برو فراخ شود

چون مخنّث بدید هندو را

زو بپرسید و او بگفت او را

گفت بگذار ترّهات خسان

شو به بی‌بی سلام من برسان

پس به بی‌بی بگوی کز ره درد

با چنین کون هلیله نتوان خورد

چون چشیدی حلاوت گادن

بکش اکنون مشقّت زادن

تو ندانسته‌ای که خوردن کیر

ننگ و نامی ندارد اندر زیر

سگ اگر جلد بودی و فربه

بی‌شکاری نگرددی در دِه

غافلند از نهادِ خود مردم

هیچ ندهند دادِ خود مردم

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۴۴ - حکایت در شجاعت و غیرتاز زره بود پشتِ حیدر فرد
  2. بخش ۴۵ - حکایت در این معنینه بپرسید از جحی حیزی
  3. بخش ۴۶ - اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردناوّلین بند در رهِ آدم
  4. بخش ۴۷ - التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روح‌اللّٰه و تجریدهروح را چون ببرد روح امین
  5. بخش ۴۸ - حکایت روح‌اللّٰه علیه‌السّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیسدر اثر خوانده‌ام که روح‌اللّٰه
  6. بخش ۴۹ - فی ذمِ حبّ الدّنیا و منع شرب الخمرمی همی خور کنون به بوی بهار
  7. بخش ۵۰ - اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقیآز را از درون خود پیوست
  8. بخش ۵۱ - در ذمّ مقابح و افعال نکوهیده و منع آنمبر این زندگی به صدرِ سعیر
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.