پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۴۸ - حکایت روح‌اللّٰه علیه‌السّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس

در اثر خوانده‌ام که روح‌اللّٰه

شد به صحرا برون شبی ناگاه

ساعتی چون برفت خواب گرفت

به سوی خوابگه شتاب گرفت

سنگی افگنده دید بالش ساخت

خواب را جفت گشت و بیش نتاخت

ساعتی خفت و زود شد بیدار

دید ابلیس را در آن هنجار

گفت ای رانده ای سگ ملعون

به چه کار آمدی برم به فسون

جایگاهی که عصمت عیسی است

مر ترا کی در آن مکان مأوی است

گفت بر من تو زحمت آوردی

در سرایم تصرّفی کردی

با من آخر تکلّف از چه کنی

در سرایم تصرّف از چه کنی

ملک دنیا همه سرای منست

جای تو نیست ملک و جای منست

ملک من به غصب چون گیری

تو به عصمت مرا زبون‌گیری

گفت بر تو چه زحمت آوردم

قصد ملکت بگو که کی کردم

گفت کین سنگ را که بالش تست

نه ز دنیاست چون گرفتی سست

عیسی آن سنگ را سبک انداخت

شخص ابلیس زان سبب بگداخت

گفت خود رستی و مرا راندی

هر دوان را ز بند برهاندی

با تو زین پس مرا نباشد کار

ملکت من تو رَو به من بگذار

تا چنین طالبی تو دنیی را

کی توانی بدید عقبی را

رَو ز دنیا طمع ببر یکسر

گهر و زرّ او تو خاک شمر

خاک بر سر هر آنکه دنیا خواست

مرد دنیاپرست باد هواست

هست بسیار خوار همچون گاو

معده چون آسیا گلو چون ناو

گردد از رای ناصواب و سخیف

خیره بسیار خوار گرد کنیف

نه فلک را فروختی به دو نان

لقمه ده سیر کم مزن بر خوان

تا ترا روزگار چون گوید

لقمه در معده‌ات برآشوبد

روزگار تو از پی پنداشت

شادی شام برد و اندُه چاشت

زان همی رایگان بمیری تو

کز پی لقمه در زحیری تو

هرکه چون عیسی از شره بجهد

از غم باد و بود خود برهد

هم‌نشین زمرهٔ ملک بیند

بام خود پنجمین فلک بیند

اندرین حال پند من بپذیر

تاج و تخت عدو ز ره برگیر

عدوی تست دنیی ملعون

عقل خود را ز دام کن بیرون

با که گویم که غافلند از کار

این شیاطین به فعل و مردم سار

چند گویم که نیست یاری نیک

در تو مسموع نیست قول ولیک

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۵۰ - اندر مذمّت افعال زشت که از خویهای بهیمی است ذکر المثالب للتوقّی لا للقبول والتلقیآز را از درون خود پیوست
  2. بخش ۵۱ - در ذمّ مقابح و افعال نکوهیده و منع آنمبر این زندگی به صدرِ سعیر
  3. بخش ۵۲ - التمثّل فی شأن اصحاب الغفلة و نظر السّوءآن شنیدی که در طواف زنی
  4. بخش ۵۳ - اندر صفت ربیع و تشبیهات گوید ذکر الربیع یحیی القلوب المیتة و یشرح الصدور الضیقةشُکر انصاف بر زبان بهار
  5. بخش ۵۴ - در تسویت پارسی و تازیفضل دین در رهِ مسلمانیست
  6. بخش ۵۵ - در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیستعلم خوان تات جان قبول کند
  7. بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گویدمر سران را چو طامع و می خوار
  8. بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیامال بر کف چو پیل بر کشتیست
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.