پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۵۵ - در بیان آنکه ادب به فارسی و عربی نیست

علم خوان تات جان قبول کند

که ترا فضل بوالفضول کند

بولهب از زمین یثرب بود

لیک قد قامت الصلا نشنود

بود سلمان خود از دیار عجم

بر درِ دین همی فشرد قدم

علم کز بهر خود کنی بر دست

آب خواهد چو تشنگی پیوست

کی شود بهر پارسی مهجور

تاج منّا ز فرق سلمان دور

کرد چون اهل بیت خود را یاد

دل سلمان به لفظ منّا شاد

کی رساند به حکمت ادبت

ظنّ تخییل و حیلت و شغبت

باز بوجهل اگرچه نزدیکست

دوستی دور دست تاریکست

چون ترا جز هوا امید نکرد

دل سیه کرد و جان سپید نکرد

پس در این راه با سلاسل و غل

چارقل حرز تست بر سرِ کل

نیست جز نبوت ره نبوی

نقل نحوی و شبهت ثنوی

نسبت دین درست باید و بس

زانکه دولت شکسته شد ز هوس

دولت از روی شدت و صولت

دوِ امروز دان و فردا لت

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیامال بر کف چو پیل بر کشتیست
  2. بخش ۵۸ - التمثل فی اصحاب المغرورینآن شنیدی که بود مردی کور
  3. بخش ۵۹ - حکایتآن شنیدی که در ولایت شام
  4. بخش ۶۰ - حکایتخواست وقتی ز عجز دینداری
  5. بخش ۶۱ - حکایتبود در روم بلبل و زاغی
  6. بخش ۶۲ - حکایتبود در شهر بلخ بقّالی
  7. بخش ۶۳ - حکایتآن سلیمان که در جهان قدر
  8. بخش ۶۴ - حکایتگفت در وقت مرگ اسکندر
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.