پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۵۴ - در تسویت پارسی و تازی

فضل دین در رهِ مسلمانیست

هنر ملک ره فرادانیست

هست محتاج کارسازی ملک

چه کند پارسی و تازی ملک

از پی دین و شغل پردازی

هیچ در بسته نیست در تازی

تا عمر شمع تازیان بفروخت

کسری اندر عجم چو هیمه بسوخت

ملک عدلست و دین دلِ پر درد

تازی و پارسی چه خواهد کرد

پارسی بهر کارسازی تست

تازی از بهر کرّه تازی تست

گر به تازی کسی ملک بودی

بوالحکم خواجهٔ فلک بودی

تازی ار شرع را پناهستی

بولهب آفتاب و ماهستی

مرد را چون هنر نباشد کم

چه ز اهل عرب چه ز اهل عجم

بهر معنیست قدر تازی را

نز پی صورت مجازی را

هرکه شد جان مصطفی را اهل

چکند ریش و سبلت بوجهل

بهر معنیست صورت تازی

نه بدان تا تو خواجگی سازی

روح با عقل و علم داند زیست

روح را پارسی و تازی چیست

این چنین جلف و بی‌ادب زانی

که تو تازی ادب همی خوانی

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۵۶ - اندر خوردن شراب و خواصّ آن گویدمر سران را چو طامع و می خوار
  2. بخش ۵۷ - اندر صفت نقص دنیامال بر کف چو پیل بر کشتیست
  3. بخش ۵۸ - التمثل فی اصحاب المغرورینآن شنیدی که بود مردی کور
  4. بخش ۵۹ - حکایتآن شنیدی که در ولایت شام
  5. بخش ۶۰ - حکایتخواست وقتی ز عجز دینداری
  6. بخش ۶۱ - حکایتبود در روم بلبل و زاغی
  7. بخش ۶۲ - حکایتبود در شهر بلخ بقّالی
  8. بخش ۶۳ - حکایتآن سلیمان که در جهان قدر
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.