پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۲۸ - در معنی آنکه عاقلان بی‌غم نباشند

معرفت را شرف پناهِ شماست

مغفرت را علف گناه شماست

آدمی بهر بی‌غمی را نیست

پای در گِل جز آدمی را نیست

همه مقصود آفرینش اوست

اهل تکلیف و عقل و بینش اوست

عرش و فرش و زمان برای ویست

وین تبه خاکدان نه جای ویست

او در این خاک توده بیگانه است

زانکه با عقل یار و همخانه است

خنده و گریه آدمی داند

زانکه او رنج و بی‌غمی داند

شادی از اهل عقل بیگانه است

آدمی را خود اندُه از خانه است

غم در آنست کز تن آسانی

بی‌غمی را تو غم همی خوانی

غم تو را می‌خورد ز بی‌خطری

تو چنان کس نه‌ای که غم نخوری

چون ترا خورد و گشت فربه غم

غم تو شد فزون و مردی کم

علف غم تویی در این عالم

چون تو رفتی علف نیابد غم

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۳۰ - در رنج و زیان جان از تنفاقه منمای بیش از این جان را
  2. بخش ۳۱ - در معنی آن گوید که آنچه خاکی است به خاک باز شودتنت از چرخ و طبع دارد ساز
  3. بخش ۳۲ - اندر صفت نفس بهیمی و انواع شهواتسبب خشم و شهوت از لقمه‌ست
  4. بخش ۳۳ - اندر حشر و نشر الناس کما یعیشون یموتون و کما یموتون یحشرونتا تو زین منزل آدمی نروی
  5. بخش ۳۴ - فی التّمثّلدر طمع زین سگان مزبله پوی
  6. بخش ۳۵ - ذکر اظهار حال آن سرای فی یوم‌القیامة فلا انساب بینهم یومئذ ولایتسائلونروز دین دستِ دست رس نبود
  7. بخش ۳۶ - فی ذکر انساب البشر من ارکان البشرآدمی گرچه بر زمانه مهست
  8. بخش ۳۷ - در انسانی و حیوانی گویدهست ترکیب نفسِ انسانی
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.