پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گوید

شاهد پیچ پیچ را چکنی

ای کم از هیچ هیچ را چکنی

ای دو بادام تو چو گوز گرو

مانده از دست کودکان در گو

چه کنی باد چون وفاجویان

عمر در وعدهٔ نکورویان

شاهدان زمانه خرد و بزرگ

چشم را یوسفند و دل را گرگ

نقش پر آفتند چینی‌وار

چشم را گل دهند و دل را خار

باز از این دلبران عالم سوز

عشقشان آتش است و دلها کوز

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گویدآن نگاری که سوی او نگری
  2. بخش ۱۳ - حکایتدید وقتی یکی پراگنده
  3. بخش ۱۴ - اندر مذمّت دنیا و وصف ترک اوکی بود جز به چشم ابله‌وش
  4. بخش ۱۵ - اندر طلب دنیاهرکه جست از خدای خود دنیی
  5. بخش ۱۶ - اندر مذمّت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشندجامه از بهر عورت عامه است
  6. بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گویدزینة اللّٰه نه اسب و زین باشد
  7. بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوستسفله چون خواند رو به مهمانش
  8. بخش ۱۹ - اندر مذمّت شراب گویدمرد دینی شراب تا چکند
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.