پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گوید

خوب را از برای دستِ فراخ

جاودان شاخ شاخ ریزد شاخ

زشت را از برای حسرت چیز

دست و دل تنگ چون گذرگه تیز

گلخنی را کشیده اندر پوست

تو گهش جان لقب کنی گه دوست

آن چنان کرد شهوتت محجوب

که ندانی تو خوک را از خوب

کرد بادام دید سیم تنت

دل بریان چو پسته در دهنت

هرکه در دست این چنین دل ماند

تا ابد پای او فرو گل ماند

آن بت ماه روی سیم اندام

چون زرت کرد خوش‌رو و خوش نام

چون برافشاند زلف مشکین را

بچه دارد چنان دل و دین را

مار طاوس روی و موی آراست

عافیت آدم است و دل حوّاست

مار و طاوس کامدند بهم

هم به حوّا بدند و هم بادم

و آن غلام شگرف زیبا رخ

بت زنجیر زلف دیبا رخ

بشکند مُشک جعد او پشتت

دست عشقش کند چو انگشتت

تا تو آن روی چون گلش یابی

خار پشتت کند ز بی‌خوابی

گرچه پی برگرفت از سرِ دست

گردنت دست او چو پای شکست

گرچه باشد ز روی و موی نکو

نان بی‌نان خورش خورد بدخو

ببرد گوش و بینی اندر کوی

سیهی چشمشان سپیدی روی

خوش ترش از درون او کینه

شد گل از عکس رویش آیینه

زان دل همچو سنگش اندر تن

دل تو خون گرسنه چون آهن

چون شود چشم تو چو ابر ازرق

لب خود او کند به خنده چو برق

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندنشهوت ار جانت بارّه باز کند
  2. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گویدآن نگاری که سوی او نگری
  3. بخش ۱۳ - حکایتدید وقتی یکی پراگنده
  4. بخش ۱۴ - اندر مذمّت دنیا و وصف ترک اوکی بود جز به چشم ابله‌وش
  5. بخش ۱۵ - اندر طلب دنیاهرکه جست از خدای خود دنیی
  6. بخش ۱۶ - اندر مذمّت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشندجامه از بهر عورت عامه است
  7. بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گویدزینة اللّٰه نه اسب و زین باشد
  8. بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوستسفله چون خواند رو به مهمانش
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.