پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گوید

آنکه با نقشهای زیبااند

تختهٔ کودکان و دیبااند

طمع او را ز روی زیبا چیست

پارهٔ چوب را ز دیبا چیست

هرکه را روی خوب خوی ددست

روی نیکو دلیل خوی بدست

روی نیکو به قدر خود بدخوست

زان خرد خوب را ندارد دوست

برکسی کش نه دین نه آیین است

روی نیکو کدوی رنگین است

هرکه را بر جمال بد نیتیست

دانکه حسنش چو ماه عاریتیست

چون چراغند لیک پژمرده

به نمی زنده وز دمی مرده

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گویدشاهد پیچ پیچ را چکنی
  2. بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندنشهوت ار جانت بارّه باز کند
  3. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گویدآن نگاری که سوی او نگری
  4. بخش ۱۳ - حکایتدید وقتی یکی پراگنده
  5. بخش ۱۴ - اندر مذمّت دنیا و وصف ترک اوکی بود جز به چشم ابله‌وش
  6. بخش ۱۵ - اندر طلب دنیاهرکه جست از خدای خود دنیی
  7. بخش ۱۶ - اندر مذمّت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشندجامه از بهر عورت عامه است
  8. بخش ۱۷ - در طلب دنیا و غرور او گویدزینة اللّٰه نه اسب و زین باشد
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.