پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۱ - ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح

اندر آمد چو ماه در شبگیر

انَعِم‌اللّٰه صباح‌گویان پیر

کُندجسمی و ساکن ارکانی

تیزچشمی و ره‌فرادانی

روی چون آفتاب نور اندود

جامه چون جامهٔ سپهر کبود

ناگهانی تو گفتی آمد بر

آفتابی ز حوض نیلوفر

یا مگر باغبانِ طینت من

ناگهان گشت بر بنفشه سمن

دیده چون از نهاد من پُر کرد

تا به سر دُرج جزع پر دُر کرد

گفت چون نطق پر شکر بگشاد

کُلَه خواجگی ز سر بنهاد

کیف‌اصبحت ای پسر خوانده

ای به زندان نفس درمانده

ای به چاه غرور مانده اسیر

بر تو نفس هواپرست امیر

خیز کاین خاکدان سرای تو نیست

این هوس خانه است جای تو نیست

چه افگنی بیهُده بساط نشاط

اندرین صد هزار ساله رباط

گر قبای بقا نخواهی سوخت

برکش از تن قبای آدم دوخت

خویشتن را ازین قفس برهان

بنما از خلیفتی برهان

باش گنجور در نشیمن خاک

ورنه بگذر از انجم و افلاک

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۳ - جوابها که با نفس کلّی گویدگفت من دست گرد لاهوتم
  2. بخش ۴ - اندر صفت مریدلب چو بگشاد پیر فرزانه
  3. بخش ۵ - اندر عذر انبساط گویدچون خرد در لبت به جان نگرم
  4. بخش ۶ - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیه‌السّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطانآنچه بر تن قبول بر جان رد
  5. بخش ۷ - حکایتآن شنیدی که در گه عیسی
  6. بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گویدآنکه با نقشهای زیبااند
  7. بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گویدخوب را از برای دستِ فراخ
  8. بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گویدشاهد پیچ پیچ را چکنی
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.