پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۵ - اندر عذر انبساط گوید

چون خرد در لبت به جان نگرم

چون قلم بر خطت به جان گذرم

آینهٔ روشنی به دست خرد

کس در آن روی دم نیارد زد

پیش تو چون سنان کمر بندم

خون همی گریم و همی خندم

همچو چنگ ار درِ هوات زنم

رسن اندر گلو نوات زنم

خواجه آگه که راز مطلق گفت

رسن اندر گلو اناالحق گفت

کانکه از بیم نفس بگریزد

عشق با خونِ دل درآمیزد

حرز خواجه پس از فراق تنش

وصل حق بود جملهٔ سخنش

پشت را روی باش و خیره مجه

بر سرِ دار دست و پای منه

زانکه در کلمن رموز ازل

خاصه آنگه که جان شنید غزل

حق چو مر خواجه را پدید آمد

پرهٔ رمز را کلید آمد

از نخست آوریده این پیغام

به پسین آفریده این خود کام

باز پس مانده‌ای ز پیش اجل

پس و پیشت گرفته حرص و امل

از پی نان و آب ماندی باز

در حجاب نیاز تن چو پیاز

چه افگنی تخم حرص و آز و نیاز

در گِل دل که آز نارد ناز

کاندرین خرسرای پویی تو

به چه مانی مرا نگویی تو

گر به آب و به نان بماندی باز

چکنی تخم خشم و شهوت و آز

کانچه شوری ز نخ کند محلوج

وآنچه تری ترا کند مفلوج

تو بپرهیز از این غرور فلک

که نداری سرِ مرور فلک

کاندرین حجره بر تن و دل و جان

آب از آن گشت بر خرد تاوان

کنجدی گر دهد ترا گردون

دبه‌ای بنددت سبک بر کون

که تواند که دانهٔ کنجد

در دبهٔ روغنی دو من گنجد

جان و دینت به قهر بستاند

گر ترا دل به خویشتن خواند

نیست بی‌رنج راحتِ دنیا

خنک آنکس که کرد هر دو رها

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۷ - حکایتآن شنیدی که در گه عیسی
  2. بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گویدآنکه با نقشهای زیبااند
  3. بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گویدخوب را از برای دستِ فراخ
  4. بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گویدشاهد پیچ پیچ را چکنی
  5. بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندنشهوت ار جانت بارّه باز کند
  6. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گویدآن نگاری که سوی او نگری
  7. بخش ۱۳ - حکایتدید وقتی یکی پراگنده
  8. بخش ۱۴ - اندر مذمّت دنیا و وصف ترک اوکی بود جز به چشم ابله‌وش
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.